کد خبر : 4837
تاریخ انتشار : سه شنبه 19 اسفند 1399 - 14:35

هشدار بودجه‌ای همتی چقدر جدی است؟

هشدار بودجه‌ای همتی چقدر جدی است؟

عبدالناصر همتی، رئیس‌کل بانک مرکزی در مورد تبعات پولی شدن بودجه ۱۴۰۰ که می‌تواند به رشد نقدینگی و تورم منجر شود، هشدار داده است. سخنگوی کمیسیون تلفیق هرچند بر این باور است که هشدار همتی در باره ورود پول پرقدرت به اقتصاد با بودجه 1400 درست است، اما منکر این شده که این موضوع می‌تواند تبعات تورمی داشته باشد.

به گزارش بازتاب خبر , نگاهی به تجربه سال‌های 98 و 99 نشان می‌دهد که چگونه عوامل مختلف می‌تواند دست به دست هم دهند و بانک مرکزی را از اصلی ترین وظیفه‌اش یعنی هدایت بازار پول و کنترل تورم دور کند. در این نوشته همچنین چگونگی دست داشتن بازار سرمایه در افزایش نقدینگی بررسی شده است.

 

در این نوشتار به چگونگی رخ داد موارد زیر پرداخته شده است:

پولی شدن کسری بودجه

کاهش ذخایر ارزی بانک مرکزی با ارز 4200 تومانی

افزایش نقدینگی با هجوم پول به بورس

نقش بازار سرمایه در افزایش انتظارات تورمی

نقش نرخ سود در افت بورس

خروج ابزارهای قانونی کنترل تورم از دست بانک مرکزی

 

چگونه قانونی ابزار پولی بانک مرکزی را مصادر شد؟

به گزارش بورسان به نقل از دنیای اقتصاد، در سال ۹۸ و ۹۹ به‌دلیل کاهش شدید درآمدهای نفتی و نیز کسری بودجه دولت، فشار دولت برای استفاده از منابع بانک مرکزی تشدید شد که در قالب استفاده از تنخواه و منابع غیرقابل استفاده صندوق توسعه ملی نمایان شده و سبب فشار برای تشدید رشد پایه پولی شده است.

به همین دلیل نیز عامل مسلط در رشد پایه پولی خالص بدهی دولت به بانک مرکزی و خالص دارایی‌های خارجی بانک مرکزی بوده است که عملا نوعی دیگر از پولی کردن کسری بودجه دولت است.

در کنار آن، انواع فشارها به نظام بانکی و به‌ویژه بانک‌هایی که دولتی هستند یا هنوز دولت در تعیین مدیریت آنها نقش دارد، وارد شده است تا به خلق نقدینگی بپردازند که خارج از بودجه دولت قرار می‌گیرد.

این موارد در تشدید رشد کل‌های پولی نقش بارزی داشته و در نتیجه اگر بانک مرکزی قرار بود با استفاده از کنترل رشد کل‌های پولی به کنترل تورم بپردازد، عملا این امکان از بانک مرکزی سلب شده است و نباید فراموش کرد که این استفاده دولت از منابع بانک مرکزی طبق قانون انجام شده است و سیاست‌گذار توان خودداری از آن را به‌صورت قانونی نداشته است؛ بنابراین از منظر کنترل کل‌های پولی نه تنها امکان کنترل تورم وجود نداشته، بلکه با ابزار قانونی عکس آن اتفاق افتاده است.

 

باز پای دلار 4200 تومانی در میان است

از سال ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۹ مقدار قابل توجهی ارز برای کالاهای اساسی با نرخ ۴۲۰۰ تومان اختصاص داده شده است که به تدریج و به‌ویژه در سال ۱۳۹۹ بانک مرکزی را ناچار به استفاده از ذخایر ارزی قابل استفاده خود کرده است.

این در حالی است که منابع واگذارشده صندوق توسعه ملی به بانک مرکزی قابل استفاده نبود. همین موضوع سبب دشوار شدن مدیریت بازار ارز شد، چرا که امکان مداخله موثر به‌عنوان بازارساز(نه به‌عنوان ارزپاشی) را محدود کرد و بخشی از فشار بر بازار ارز نیز از همین موضوع سرچشمه می‌گیرد.

همچنین تسعیر منابع غیرقابل استفاده صندوق توسعه ملی با نرخ ارز سامانه نیما و تخصیص منابع قابل استفاده بانک مرکزی با نرخ ۴۲۰۰ تومان به تشدید رشد پایه پولی و نقدینگی نیز دامن زده است.

 

نقش بازار سرمایه در افزایش نقدینگی

در نیمه دوم سال ۱۳۹۸ و کل سال ۱۳۹۹ دولت با این ذهنیت که می‌تواند کسری بودجه قابل توجه خود را با استفاده از تشویق مردم به ورود به بازار سرمایه تامین کند، تلاش جدی برای کنترل کسری بودجه از خود نشان نداد و با اقداماتی مانند افزایش شدید حقوق و دستمزدها به تشدید کسری بودجه دامن زد.

تشویق مردم و اعلام حمایت گسترده از بازار سرمایه ازسوی دولت سبب شد سرمایه‌گذاران غیرحرفه‌ای آن را نشانه فقدان ریسک در این بازار و جلوگیری از کاهش قیمت سهام در صورت نزولی شدن قیمت سهام توسط دولت تلقی کنند. نتیجه این موضوع، انباشت ریسک شدید در بازار سرمایه از محل انحراف منابع بانکی به سمت بازار سرمایه و تشدید رشد نقدینگی و لذا تشدید سفته‌بازی در این بازار شد.

با شروع کاهش قیمت سهام نیز منابع بانکی برای جلوگیری از کاهش قیمت سهام مورد استفاده قرار گرفت که بازهم به معنی تشدید رشد نقدینگی بود. در واقع، بخش قابل ‌توجهی از تشدید رشد نقدینگی در سال ۱۳۹۹ مرتبط با تحولات بازار سرمایه بوده است که در کنار تشدید رشد نقدینگی مرتبط با کسری بودجه دولت مانع کنترل تورم از طریق کنترل رشد کل‌های پولی شده است.

در سال ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ انواعی از شوک‌های برون‌زا و خارج از کنترل سیاست‌گذار پولی رخ داده است که بخش قابل توجهی از آن مرتبط با تحولات خارجی و تحریم‌ها و نتیجه آن تشدید انتظارات تورمی بوده است.

در کنار آن، تحولات بازار سرمایه نیز تبدیل به عاملی برای تحریک انتظارات شده است و علاوه بر آن سودآوری و قیمت‌های بالای سهام را به شدت مرتبط به نرخ ارز کرده است. همه این موارد در تشدید انتظارات تورمی و حتی در ایجاد مقبولیت اجتماعی تورم و نرخ بالای ارز نقش داشته است.

 

نرخ سود چقدر در افت بورس نقش داشت؟

در نیمه دوم سال ۱۳۹۸ و با نزدیک شدن به اواخر سال و همچنین ابتدای سال ۱۳۹۹، متاثر از تشدید رشد پایه پولی مرتبط با استفاده از منابع صندوق توسعه ملی از یک طرف و فشار مالیاتی بر بانک‌ها و موسسات اعتباری برای عدم پذیرش نرخ‌های سود بالاتر از نرخ سود مصوب سپرده‌ها به‌عنوان هزینه قابل قبول، نرخ سود در بازار بین بانکی کاهش قابل توجهی را تجربه کرد که رکود ناشی از کرونا در اواخر سال ۱۳۹۸ و اوایل سال ۱۳۹۹ نیز به آن دامن زد.

بانک مرکزی در سال ۱۳۹۸ عملیات بازار باز را برای هدف‌گذاری تورم مصوب و بسترسازی کرده بود و در بهار سال ۱۳۹۹ شروع به اجرایی کردن آن کرد که یکی از اجزای مهم آن معرفی و اعلام دالان نرخ سود و مدیریت نرخ سود در بازار بین بانکی بود.

همزمان با این تحولات در عرصه سیاست‌گذاری پولی، کسری بودجه قابل توجه دولت و تلاش بانک مرکزی برای تشویق دولت به فروش اوراق و پولی نشدن کسری بودجه و به تبع آن فروش گسترده اوراق بدهی توسط دولت به بانک‌ها، سبب برگشت نرخ سود بازار بین بانکی به بالا شد و کاهش ذخایر در بازار بین بانکی به‌طور طبیعی سبب افزایش نرخ سود بازار بین بانکی شد که امری قابل انتظار بود.

با وجود آنکه تا مدت‌ها پس از معرفی دالان نرخ سود بازار بین بانکی و افزایش مختصر کف آن، بازار سهام رونق شدید قیمتی خود را ادامه داده بود، با شروع کاهش قیمت سهام فشار شدیدی بر بانک مرکزی ایجاد شد که علت ریزش قیمت سهام سیاست پولی بانک مرکزی و افزایش نرخ سود بوده است.

اظهرمن الشمس بود که افزایش شدید قیمت سهام ماهیت حبابی داشت و فقط در صورتی ریزش نمی‌کرد که نرخ ارز و تورم بسیار بالا در ایران رخ می‌داد و به همین دلیل نسبت دادن ابعاد بسیار غیرعادی تحولات بازار سهام به تحولات نرخ سود تحلیلی قرین واقعیت نیست، همان‌طور که مدت‌ها پس از آنکه هیچ اقدامی در زمینه نرخ سود توسط بانک مرکزی انجام نشده است، کاهش قیمت سهام تداوم یافته است.

در کنار آن، مواردی مانند کمک به تولید و تامین سرمایه در گردش بنگاه‌ها مانع از آن شده است که نرخ سود تسهیلات هم افزایش داده شود. تمام آنچه اشاره شد، به آن معنی است که بانک مرکزی در سال ۱۳۹۹از ابزار اصلی خود یعنی مدیریت نرخ سود برای کنترل تورم نیز محروم مانده است.

 

گرفتن ابزار قدرتی بانک مرکزی

در کنار ابزارهای سیاست پولی، بانک مرکزی باید بتواند با انباشت ریسک در ترازنامه بانک‌ها و جلوگیری از خلق پول توسط آنها در فعالیت‌های پرریسک و سفته‌بازانه جلوگیری کند. با وجود آنکه مدت‌ها است همه تحلیلگران و مسوولان به وضعیت نابسامان نظام بانکی و ناترازی بانک‌ها و موسسات اعتباری واقف هستند و اقدامات جدی و اساسی برای اصلاح نظام بانکی را ضروری می‌دانند، اما در عمل قدرت نظارتی بانک مرکزی در جلوگیری از تداوم فعالیت زیانبار بانک‌ها و موسسات اعتباری بسیار محدود است. نمونه آنکه حتی انحلال موسسات اعتباری بسیار کوچک نیز با مشکلات جدی قانونی خارج از اختیار بانک مرکزی روبه‌رو می‌شود و همین کافی است که به بانک‌ها و موسسات اعتباری دچار کژمنشی و کژکارکردی علامت دهد که هزینه انتظاری کژمنشی آنها در خلق پول قابل توجه نیست.

از این روست که رئیس‌کل بانک مرکزی مجبور است به هر دو قوه مقننه و مجریه در مورد تبعات و رویکردهای آنان به مسائل اقتصادی هشدار دهد و از افزایش بیشتر نقدینگی و تورم در شرایط موجود نگران باشد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

آخرین اخبار